سلام چطوری؟
یکی از دوستان لر ما
قرص اکس میترکونه
میره تو خیابون می بینه
یه خر داره از روبرو میاد.
میگه
او رفتم ته توهم
هم دارم می رم هم دارم میام



































دعاي دختر مجرد:اللهم عجل في ازدولجنا و تكميل ديننا و ارزقنا
زوجاً الذي رفيا مدركا و رشيدا قدا و مالا كثيرا و بيتا مستقلا و سيارهٌ البرشيا
دعاي پسر مجرد:اللهم ارزقنا حوريا تك دانه . كم توقعا و والدينها رو به موتا
وجهيزيتها كامله و كدبانوا وقي المور اللمنزل و تسليما لخشمنا وخدمتنا
***********************************************
*************************************************
***************************************************
يه مكس خوزستاني با يه كاميون تصادف مي كنه بيهوش مي شه
ميبرنش ميزارن تو يه قفس وقتي بهوش مياد فكر مي كنه تو زندانه
مي گه:يعني رانند ش مُُُرد






به ترکه می گن:از کامپیوتر چقدر سر در میاری
میگه:من اخر کامپیوترم
من از همه جاش سر در میارم
یارو می گه خوب حالا اون کامپیوترو روشن کن ببینم
ترکه میگه :دیگه نگفتم تا این حد بلدم













مطلب زیرو یه دختر عاشق ولی بی معرفت
برام نوشته و من هم اونو به تمام شما عزیزان
تقدیم می کنم




راز عشق
با يك بغل اميد
با دو چشم باز
با دوگوش شنوا مي روم به دنبال يك معنا
در اين عالم پر معنا ميروم مي پرسم از تمام خلايق
تا كه شايد بيابم جواب يك معما وان نيست چيزي جز عشق
مي پرسم از چمن مي پرسم عشق با بادهم اغوش شد
و به سجده افتاداز باد مي پرسم
عشق نسيم مي شود
از گل مي پرسم عشق گريان پرپر ميشود
از غنچه مي پرسم عشق بادرد خميازه مي كشد
از افتاب مي پرسم عشق سرخ مي شود
وپشت بام وفا قايم مي شود
از ابر مي پرسم عشق برايم گريه مي كند
از باران مي پرسم عشق دريا مي شود
از اسمان مي پرسم عشق تاريكمي شود
وقلب پاره پاره خود را نشانم مي دهد
از دريامي پرسم عشق خشك مي شود
روي سفيدش باقي مي ماند
از خاك مي پرسم عشق به اسمان پرواز مي كند
از برف مي پرسم عشق به گرمي افتاب مي شود
از درب از پنجره مي پرسم عشق باز مي شود
از پرندگان مي پرسم عشق اوازشان را قطع مي كند
از درخت مي پرسم رويش زرد مي شود
از برگ مي پرسم عشق بر زمين مي افتد وبارئي زردناله مي كند
از مجنون مي پرسم عشق ليلي مي شود
از سنگ مي پرسم عشق تكه تكه مي شود
از دل مي پرسم عشق شرحه شرحه
از كوه مي پرسم عشق به خاك مي افتد
از ساقي مي پرسم عشق به من مي جوشان مي دهد
از خدا مي پرسم عشق
ق اخر چيست اين عشق ؟
و اوست كه مي گويد عشق يعني عقل در شيدايي قلبي شدن
يعني فنا شدن نا بودي و با خاك يكسان شدن يعني هر چه كلمه
يعني تمام عالم معنا
باقیشو بخونید
حالشو ببرید 
****
****************************************************************
********************************************************************
********************************************************************
یکی تو راست می گی یکی پینوکیو
یکی تو مهربونی یکی خاله خرسه
یکی موهای تو قشنگه یکی آنشرلی
يكي گوشاي تو قشنگه يكي زيزيگلو
يكي ما دو تا با هم خوبيم يكي تام و جري
يكي تو سر كار رفتي
يكي نفر بعدي كه اينو مي خونه
***********************************
من مهتاب شبی باز از ان کوچه گذر می کردم
.فکر نکن یاده تو بودم کارنداشتم ول می گشتم






























امروز بارون عشق بارید
من خیس عشق شدم
وتو بازچتر بی وفای رو باز کردی










تو به شفافی شبنم روی برگ ها
من مثل برگ زردی که میوفته از رو درخت ها
..تو مثل طراوت گلها.. تارا روی قلبم نوشتم بی تو هرگز
**
**
**
انرا که نیست درک حقایق شعور نیست..
خفاش را لیاقت در نور نیست








به یکی از دوستان گفتیم با سوئیس جمله بساز
گفت:فکر کردی من نفهمم
که از نفهمیم سوئ ایستفاده کنی







تو در قلب من جا داری.
.تو در رگ من جا گرفتی
رفتم دکتر گفت تو خونت انگل مشاهده شده
*
*
*
*
*
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
برای امدنت باران را بهانه نمی کردی رنگین کمان
*********************************************
امروز به خاطر شکست دیروز می خواهم فردایم را بسازم
ولی پرنور
.پس دیگه به تو فکر نمی کنم
همیشه سعی کن چیزی رو که دوست داری به دست بیاری
وگرنه مجبور می شی چیزی رو که بدست اوردی
دوست داشته باشی

هیچ کس نمی تونه به دلش یاد بده که نشکنه
ولی می تونه یاد بده اگه شکست
لااقل لبه ای تیزش دسته کسی رو نبره
















زندگی کوتاه تر از ان است که به خصومت بگذرد
وقلب ها گرامی تر از انن که بشکنند
.فردا طلوع خواهد کرد حتی اگر نباشیم.
در بستر روزگارانچه بدست می اید
باخنده پایدار نمی ماند وانچه از دست می رود
با گریه جبران نمی شود
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گفتم دلم براد تنگ شده بازیچه
...افتاده به زیر پات چون قالیچه
...تو خیره نگاه کردی و گفتی::::
ها ای که الان گفتی یعنی چه؟؟؟؟



...*...*...*...*...*....*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*..
خدا بیامرز یکی از دوستان داخل استخر شنا میکرد
براش اهنگ تایتانیک رو گزاشتیم غرق شد



یکی از مورچه های محل ما عاشق دختر همسایه شده بود
بعد مدتی فهمید چای خشک بوده..خودکشی کرد



به گل گفتم دوستت دارم پژمرد
...به دریا گفتم خشک شد.
. حالا به تو میگم دوستت دارم!!!
مراقب خودت باش

ازدست شما دوستان چه بگو یم که دیگر گله ای نیست
...اگر هم گله ای باشد حوصله ای نیست
جذابترین مرحله ای عشق وقتی است
که توهمان چیزی رو بخواهی که من ندارم
کاش می شد اشک رو تهدید کرد
ومدت لبخند را تمدید کرد
کاش می شد در میان لحظه ها دیدار را نزدیک کرد
اولی:از بس استراحت کردم خسته شدم
دومی :خوب برو استراحت کن





خطر!!!خطر!!!
هر کس این مطلب رو بخونه ویروس وارد مغزش میشه
و مغز از کار می افته
ویروس به کار افتاد مراقب باشید!!!
10۰٪....75٪......50٪...۱۰٪.....
اخطار!مغز پیدا نشد...
خوشبختانه شما از قلب و دل فرمان می گیرید
(دوستتون دارم)

رسول پت جلوی ضیدش می خوره زمین می گه:حرکتو داشتی
ضید رسولم جلویرسول می خوره زمین تا اخر مسیر صدای
قوطی از خودش دراورده بود تا پیش حامد ضایعه نشه
**
**
دوست ان نیست که کنار تو باشد
دوست ان است که پول داشته باشد
به اندازه تمام سوسک های خونمون دوستتون دارم
زنه:سه تا دیونه بگو که با خ شروع بشه
مرده:خودت.خواهرت.خدا بیامرز مادرت
جواد روز ولنتاین رفته بود کارت پستال بخره گفته بود٬
آقا یه کارت می خوام روش نوشته باشه تو تنها عشق من هستی،
آقاه گفته بود دارم ،حامد گفته بود 17 تا بده

چوپان دروغ گو میمره
شب اول قبر ازش می پرسن اسمت چیه می گه دهقان فداکار
اگه گفتی این عکس کی بید( )تو هیچ نوفهمیا این خرزوخان بید
نبی با قطار می رفته مشهد
تو کابین قطار به روبرویش می گه:به سلامتی از مشهد میاد
درسته این شعرها قیافه نداشتن
ولی ارزش سر کار گذاشتن شما رو داشت
اگه نظر ندی انشالله سوراخ بشی


ميگي بارون رو دوست دارم،
با چتر ميري زيرش.
ميگي پرنده ها رو دوست دارم،
توي قفس اسيرشون ميكني.
ميگي گل رو دوست دارم،
از شاخه ميچينيش.
ميخواي نترسم وقتي ميگي دوست دارم؟ 
خواستم برای از دست دادنت اشک بریزم
دیدم تمام اشکهایم را برای بدست اوردنت ریختم
اگه می تونستم تو دنیایه چیزه دیگه باشم
می خواستم اشک تو باشم
که تو چشمات متولد شم 
روی گونه هات زندگی کنم و روی لبهات بمیرم 
رشته ای بر کردنم افکند دوست
تاروبودش از محبت های اوست
می کشد هرجا که خاطرخواه اوست
.یا علی گفتیم و عشق اغاز شد
وقتي تو نيستي زندگي فرياد درده
،
دور از تو و آغوش تو زندون سرده
وقتي تو نيستي
باده و مستي نداره،
حسرت ساقر هستي نداره
عشق رادوست دارم نه قفس
بوسه رادوست دارم نه در هوس
تورادوست دارم تا اخرين نفس 
با تو ديگر شعرهايم رنگ ديگر يافتند
گريههاي هر شبم آهنگ ديگر يافتند
عشق و ايمان و نماز و شيوهي شيداييم
با نوازشهاي تو فرهنگ ديگر يافتند
مرا يكدل از خوبان جداست نيست
ولي صد حيف خوبان را وفا نيست
به دوستان دل سپردن كار سهل است
ز دوستان دل بريدن كار ما نيست
بنام انكه اشك را افريد تاسرزمين وداع اتش نگيرد
بعد ازاين عشق به هرعشق جهان مي خندم
هر كه اردسخني ازعشق به ميان مي خندم
خنده تلخ من ازگريه غم انگيزتراست
پس خنده چرا گريه دل انگیزتر است
گرهمسفرعشق شدي مرد سفر باش
هم منتظرحادثه هم فكرخطر باش
تقديم به دوستان خوبم
انان كه بودن
چه كردن
همه رفتند
مانيزخواهيم رفت
وايندگان هم مي ايندومي روند
بيايدگذشتگان واسيران خاك رابه ياد بسپاريم نه به باد بسپاريم
(بیاد جوان ناکام حسین فتحی)
خداوندا چرا؟
هركه بامن اشنا شد دو روزي ديروزود ازمن جداشد نمي دانم ازاول بي وفا بود يا كه نازش كشيدم بي وفا شد
زدست ديده ودل هر دو فرياد
هرانچه ديده بيند دل كند ياد
بسازم خنجري نيشش زفولاد
كنم برديده تا دل گردد ازاد
واي براسيري كزيادرفته باشد
دردام مانده وصيادرفته باشد 

معرفت دور گرانيست به هركس ندهندش
پرطاووس قشنگ است به كرگس ندهندش
(تقديم به حامدكه بوي ازمعرفت نبرده)











اي كاش دردهكده عشق كمي فراواني بود
كاش دربازارصداقت كمي ارزاني بود
اي كاش چشمهاي پرازپرسش مردم
كمترغرق اين دنياي سنگي وسيماني بود
اي كاش دريا كمي ازلطف خودش كم مي كرد
مي دادبه ما هرچه پريشاني بود 
كاش اگر كاش كمي لطف به من مي كردي
مختصر بود ولي ساده وپنهاني بود
رفيقان ما همه همسفريم،خانه سازي بهرچيست؟
دوستان دنيا رانگه داريد،مي خواهم پياده شوم
************************************************************
************************************************************
************************************************************
درگلستان طبيعت ماگلي پژمرده ايم 


رنگ پيري نديده درجواني مرده اي
بردريچه قلبم نوشتم
ورود عشق ممنوع
عشق امدوگفت من بي سوادم 

نمي دانم بمانم يا كه بگريزم
اگرمانم كه اين رادل نمي خواهد
گريزم ازخانه راهم
يار پادرگل نمي خواهد
وقتي كه دلت پيش دلم بودگرو
دامان مرا سخت گرفتي كه نرو
حالا كه دلت به ديگري مايل شد
كفش كج من راست كردي كه برو 


















كره خرازخريت پيش پيش مادرميرود
كره اسب ازنجابت درتعقب مادرميرود
انگشت شصت وسبابه هردودعواي بزرگي دارند
پس چراانگشت كوچك لايق انگشتريست
هرانكس ازسخاوت دم زندحاتم نمي گردد
هرانكس لاف يكرنگي زندمحرم نمي گردد
اهن وفولاد هردوازيك كوره مي ايند برون
ان يكي شمشير تيزاست
و
دیگري نعل خراست 
چرا هر انچه ساختم خراب شد
*چراحديث بودنم سوال بي جواب شد
گفتي كه معماشده ام كليدان بدست كيست*
اي كه مرانوشته اي نخوانده مردنم به چيست؟
*************************************************************
نمي دانم پس ازمرگم چه خواهدشد
نمي خواهم بدانم گوزه
گرازخاك اندامم چه خواهد ساخت
وليكن سخت مشتاقم
ازخاك گلويم سوتكي سازد .
گلويم سوتكي باشدبه دست
طفلي گستاخ وبازيگوش اويكريزوپي
در پي دم گرمش راسخت
برگلویم بفشارد وخوا ب خفتگان
خفته رااشفته ترسازد بدينسان
بشكند داغ سكوت مرگبارم را 

به گورستان سفر كردم كم و بيش
بديدم حالت رولتمند ودرويش
نه درويشي به خاك بي كفن ماند
نه برد دولتمنديك كفن بيش
دوستان ماهمه همسفريم خانه سازي بهرچيست
؟ دنيارانگهداريدمي خواهم پياده شوم
بعدازاين عشق به هرعشق جها ميخندم
هركه اردسخني ازعشق به ميان میخندم 
خنده اي تلخ من ازگريه غم انگيزتر است
پس خنده چرا گريه دل انگيزتر است
مجنون را يکی صحرا نورد در ميان باديه بنشسته فرد
صفحه اي ازخاك ؛انگشتان قلم نام ليلي مي نويسد دم به دم
گفت مجنون شيدا چيست اين؟ مي نويسي نامه بهر كيست اين؟
گفت مشق نام ليلي مي كنم خاطر خود را تسلي مي كنم
چون ميسر نيست بر من كام او عشق بازي مي كنم با نام او 
****************************************************
پدري با پسري گفت به خشم
كه توادم نشوي جان پدر
حيف ازان عمركه اي بي سروپ
ا ازپي تربيتت كردم سر
دل فرزند ازاين حرف شكست
بي خبرروزدگركردسفر
رفت ازان شهربه شهردگر
فارغ ازشزنش تلخ پدر
رفت تابهرخودكندفكردگركاردگر.
.عاقبت منصعب والاي يافت
حاكم شهرشدوصاحب زر.
.چندي بكذشت وامرفرمودبه احضارپدر
پدرامدازراه دراز نزد حاكم شهر
وبشناخت پسر پسرازخودخواهي
وكبربرسروروي افكند نظر گفت:
شناختي تومرااي پير.
.پيرگفت چطورروي ازيادجان پدر گفت
كه توگفتي كه من ادم نشوم
حال جاومنصعبم بنگر
پيرخنديدوسرش دادتكان گفت:
من نگفتم كه توحاكم نشوي
من گفتم كه توادم نشوي جان پدر 
































ز ليلي من شنيدم يا علي گفت
به مجنون هم رسيدم ياعلي گفت
مگراين وادي دارلجنون است
كه هر ديوانه ديدم يا علي گفت
نسيمي غنچه اي رابازمي كرد
به گوش غنچه كم كم ياعلي
گفت چمن با ريزش باران رحمت
دعاي كرد و او هم ياعلي گفت
يقين پروردگار افرينش
به موجودات عالم ياعلي
گفت
خمير خاك ادم را سرشتند
چو برمي خاست ادم ياعلي گفت
مگرخيببرزجايش كنده مي شد
يقين اينجا علي هم ياعلي گفت
علي راضربتي كاري نمي شد
گمانم ابن ملجم هم ياعلي گفت
*************************************************************






























*************************************************************
خري امدبسوي مادرخويش،
بگفت مادر چراغمم دهي بيش،
بروامشب برايم خواستگاري،
اگرتوبچه ات را دوست داري،
خرمادر بگفت،اي پسرجان تورادوست دارم بهترازجان،
توبين اين همه خرهاي خوشگل،
يكي راكن نشان اين نيست مشكل،
خرك باشادماني جفتكي زد،
كهي عرعر نمودوپشتكي زد،
بگفت مادر به قربان نگاهت،
به قربان دو چشمان سياهت،
خرهمسايه راعاشق شدم من ،
به زيباي اوديگر نباشد هيجا خر،
همه خرها ريختند در طويله،
همانطور كه رسم بود در قبيله،
همه شادمان عرعر بلند كردن،
به نتيجه اي كام خود شيرين كردن،
كه اي دوشيزه خانم يال طلاي به عقددائم اين خر دراي،
دوشيزه خانم يال طلاي فرياد زد
،گفت اري...............،
ناگهان ازميان جمعيت هواري به پا شد،
خرداماد لنگش در هوا شد،
به اميد خوبي و شادماني براي اين خرواين زندگاني 
*************************************************************
*************************************************************
************************************************************
************************************************************
************************************************************
*************************************************************
*************************************************************
*************************************************************
*************************************************************
*لالايي لالايي لالايي
عزيز نازنين من
لالايي بخواب اين آخرين خواب
تو شيرين پس از اين قهرمان قصه هايي تو
اي سرباز و اي فرزند بهتر
جدا از بستر و آغوش مادر به غسلت مي برم
با ديده ي تر به تو پوشم
كفن از ياس پرپر
لالايي لالايي لالايي
عزيز نازنين من
لالايي بخواب اين
آخرين خواب تو شيرين
پس از اين قهرمان قصه هايي
به اون گوري كه شد گهواره تو براي پيكر صد پاره تو
مي خونم من اگه بسته ز بيداد
************************************************************
************************************************************
***********************************************************
(انالله وانا الیه الراجعون)
می رسد روزی که روز ها را بی من سرکنید
می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنید
می رسد روزی که تنها در کنارعکس من
خاطرات کهنه ام را موبه مو از بر کنید
(بیاد پسر عموی عزیزم جوان ناکام صادق)
**
**
**
**
**
**
**
**
**
**
**
**
**
**
بالا رو نگاه می کنم سیمای زیبای تودر ذهنم نقش می بنده.
پایین رو نگاه کردم تو بودی ،
روبروم تو ،
چپ و راستم تو،
من چه گناهی کردم
همش باید قیافه ای ضایعه تو رو ببینم؛؛؛
برو گورتو گم کن


